مددكار اجتماعي

متن مرتبط با «دل که میگیرد» در سایت مددكار اجتماعي نوشته شده است

پشت پرده اشعار دل

  • نیلوبلاگ

    در این گزارش به بررسی کامل «اشعار دل» می‌پردازیم و آخرین اخبار، جزئیات و نکات مهم مربوط به این موضوع را مرور خواهیم کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. ای کاش دلم اسیر و بیمار نبوددربند نگاه او گرفتار نبودمن عاشق و او زعشق من بیخبر استای کاش دل و دلبرو دلدار نبود....آخرش نفهمیدم اینجائی که هستم تقدیر من است یا تقصیر من... من که در این جمع گذشتم از هرچه ارزوستدست غم دیگر چه میخو...

    ادامه مطلب
  • اشعار دل

  • نیلوبلاگ

    ای کاش دلم اسیر و بیمار نبوددربند نگاه او گرفتار نبودمن عاشق و او زعشق من بیخبر استای کاش دل و دلبرو دلدار نبود....آخرش نفهمیدم اینجائی که هستم تقدیر من است یا تقصیر من... من که در این جمع گذشتم از هر...

    ادامه مطلب
  • دل تنگ

  • نیلوبلاگ

    دل تنگ دل تنگ و دل تنگ و دل تنگ دل سنگ و دل سنگ و دل سنگ چراهای غمین و مه گرفته نگاههای لئین و ته گرفته چشمهای پر ز اشک گونه های خیس و رشک آههای پر فراغ ناله های سوز و داغ یادهای پر شرر رازهای پر خطر عشقهای بی محال شبهای بی مثال قلب سنگی ، دست سرد ، روح رفته ،جان سخت دل تنگ و دل تنگ و دل تنگ. اشعاری از مریم یوسف زاده...

    ادامه مطلب
  • هر که از عشق مبرا بشود، متهم است

  • نیلوبلاگ

    مثل کوهیم و از این فاصله هامان چه غم استلذت عشق من و تو، نرسیدن به هم است ما دو مغرور، دو خودخواه، دو بد تقدیریمعاشقی کردن ما شرح عدم در عدم است مثل یک تابلوی نیمه ی نفرین شده ایدست هر کس که به سوی تو بیاید، قلم است عشق را پس زدی ای دوست، ولی پیش خداهر که از عشق مبرا بشود، متهم است . می روی، دور نرو، قبل پشیمان شدنتفکر برگشتن خود باش و زمانی که کم است قبل رفتن بنشین خاطره ای زنده کنیم بنشین چای ب...

    ادامه مطلب
  • کاش که من بال و پری داشتم

  • نیلوبلاگ

    کاش که من بال و پری داشتمجانب کویش گذری داشتمآتش عشقش چو بجانم فتادسوخت اگر بال و پری داشتممیزدم آتش به نهال حیاتگر نه امید ثمری داشتمگلشن حسن تو ، که شاداب بادمنهم از آن چشم بری داشتمرفتی از این شهر و نگفتی که منشیفته ی در بدری داشتمدل به رهش پر زد و میگفت بازکاش که من بال و پری داشتم...

    ادامه مطلب
  • دل می گیرد و میمیرد

  • نیلوبلاگ

    دل می گیرد و میمیرد و هیچ کس سراغی ز آن نمی گیرد.ادعای خدا پرستیمان دنیا راسیاه کرده ولی یاد نداریم چرا خلق شدیم.غرورمان را بیش از ایمان باور داریم.حتی بیش از عشقتقدیم به او که نبود ولی حس بودنش بر من شوق زیستن داد دلم برای کسی تنگ است که آفتاب صداقت را به میهمانی گلهای باغ می آورد و گیسوان بلندش را به باد می داد و دست های سپیدش را به آب می بخشید و شعر های خوشی چون پرنده ها می خواند هوس کوچ به سرم زده.شاید هم هجرت.نمی دانم.ز این بی دلی ها خسته شدم.دستانم رابه دستان هیچ کس می سپارم و درد دل می کنم با درختان.دیوانگی هم عالمی دارد...

    ادامه مطلب