مددكار اجتماعي

متن مرتبط با «اشعار مولانا» در سایت مددكار اجتماعي نوشته شده است

افشای جزئیات اشعار

  • نیلوبلاگ

    در این مطلب، جدیدترین اخبار و اطلاعات مربوط به «اشعار» را به همراه نکات مهم و جزئیات تکمیلی خواهید خواند. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. پی اقدام تو هستند این مردمچند روزی تو مقامت به امانت داریمنصبت نکند طعمه خود پنداریپلک بر هم نزنی که فرصت رفته استپلک بر هم زدنی فرصت خدمت رفته استما نه آنیم که آموخته قدر شویمپی هر وسوسه ای سوخته غرب شویمسیلی از کوخ نشین، کاخ نشین خواهد خوردو...

    ادامه مطلب
  • پشت پرده اشعار دل

  • نیلوبلاگ

    در این گزارش به بررسی کامل «اشعار دل» می‌پردازیم و آخرین اخبار، جزئیات و نکات مهم مربوط به این موضوع را مرور خواهیم کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. ای کاش دلم اسیر و بیمار نبوددربند نگاه او گرفتار نبودمن عاشق و او زعشق من بیخبر استای کاش دل و دلبرو دلدار نبود....آخرش نفهمیدم اینجائی که هستم تقدیر من است یا تقصیر من... من که در این جمع گذشتم از هرچه ارزوستدست غم دیگر چه میخو...

    ادامه مطلب
  • اشعار دل

  • نیلوبلاگ

    ای کاش دلم اسیر و بیمار نبوددربند نگاه او گرفتار نبودمن عاشق و او زعشق من بیخبر استای کاش دل و دلبرو دلدار نبود....آخرش نفهمیدم اینجائی که هستم تقدیر من است یا تقصیر من... من که در این جمع گذشتم از هر...

    ادامه مطلب
  • اشعار زيبا

  • نیلوبلاگ

    خدایااین دلتنگی های ما را هیچ بارانی آرام نمیکندفکری کناشک ما طعنه میزند به باران رحمتت . . . در دل دردیست از تو پنهان که مپرستنگ آمده چندان دلم از جان که مپرسبا این همه حال و در چنین تنگدلیجا کرده محبت تو چندان که مپرس... ...

    ادامه مطلب
  • اشعار سعدی

  • نیلوبلاگ

    آیین برادری و شرط یاری آن نیست که عیب من هنر پنداری آنست که گر خلاف شایسته روم از غایت دوستیم دشمن داری ای مهر تو در دلها وی مهر تو بر لبها وی شور تو در سرها وی سر تو در جانها تا عهد تو دربستم عهد همه بشکستم بعد از تو روا باشد نقض همه پیمانها تا خار غم عشقت آویخته در دامن کوته نظری با...

    ادامه مطلب
  • اشعاری از محمد سلمانی

  • نیلوبلاگ

    هر آنچه اتفاق مي افتد بنا به دليلي است پس نبايد با سرنوشت جنگيد اشعاری از محمد سلمانی ...کاش میشد بنویسم بزنم بر در باغکه من از اینهمه دیوار بدم می آیددوست دارم به ملاقات سپیدار رومولی از مرد تبردار بدم می آیدای صبا بگذر و از من، به تبر دار بگوکه از این کار تو بسیار بدم می آید نوشته شده در 2017/6/...

    ادامه مطلب
  • اشعار

  • نیلوبلاگ

    ديشب به ياد روي تو تنها گريستمتنهاي بي اميد چه شبها گريستماز چنگ غم بخلوت انديشه هاي عشقبردم پناه و بي تو در آنجا گريستمسر مي كشد چوشعله تمناي او ز دلزين جانگذاز درد تمنا گريستمپنهان نمي شود چكنم؟ ماجراي عشقدر عشق او نهاني و آشكار گريستميكروز خنده زد دلم از گرمي اميدعمري ز سرد مهری دنيا گريستمروشن نشد ز بخت سياهم چراغ عمرامروز از سياهي فردا گريستمآتش زدند بر دل من ، تا كه همچو شمعيكجا بسوختم دل و يكجا گريستمكوتاه بود عمر من و عمر گل ، دريغ(پروانه) سان به خنده گلها گريستم...

    ادامه مطلب
  • مولانا

  • نیلوبلاگ

    با آن که میرسانی آن باده بقا را بی تو نمیگوارد این جام باده ما را مطرب قدح رها کن زین گونه نالهها کن جانا یکی بها کن آن جنس بیبها را آن عشق سلسلت را وان آفت دلت را آن چاه بابلت را وان کان سحرها را بازآر بار دیگر تا کار ما شود زر از سر بگیر از سر آن عادت وفا را دیو شقا سرشته از لطف تو فرشته طغرای تو نبشته مر ملکت صفا را در نورت ای گزیدهای بر فلک رسیده من دم به دم بدیده انوار مصطفا را چون بسته گشت راهی شد حاصل من آهی شد کوه همچو کاهی از عشق کهربا را از شهر دین چون مه اردبيل هست آگه بشنو دعا و گه گه آمین کن این دعا را مولانا ...

    ادامه مطلب